سلام ، حدیث عنوان بصری رو تو کتاب چه "معتکف" که به اونایی که اعتکاف رفته بودن داده بودن خوندم، برای شمام تایپ کردم و گذاشتم که استفاده کنید.
این مسابقه اصلاح الگوی مصرفم آخرش نفهمیدیم چی شد منم دیگه مطالبی که دوست دارم میذارم، التماس دعا
نظرات ()حدیث عنوان بصری:
از علامه مجلسی در بحارالانوار نقل شده است که " عنوان بصری" در محضر امام جعفر صادق علیه الصلوات و السلام عرض کرد:
" از خداوند مسالت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید و از علمت به من روزی کند. و از خداوند امید دارم آنچه را که درباره حضرت شریف تو درخواست نموده ام به من عنایت فرماید."
حضرت فرمود:
ای ابا عبدالله! علم به آموختن نیست.علم نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی اراده هدایت او را نموده است واقع می شود. پس اگر علم خواهی باید در اولین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیت را بطلبی ؛ و بواسطه عمل کردن به علم ، طالب علم باشی؛ و از خداوند بپرسیب و استفهام نمائی تا خداوند ترا جواب دهد و بفهماند.
عنوان بصری باز از حضرت می پرسد:
" حقیقت عبودیت کدام است؟؟"
حضرت می فرماید:
" سه چیز است:
1- اینکه بنده خدا برای خودش درباره آنچه خدا به وی سپرده است ملکیتی نبیند چرا که بندگان خدا دارای ملک نمی باشند ، همه اموال را مال خدا می بینند و در آنجاییکه خداوند ایشان را امر نموده است که بنهند ، میگذارند.
2- بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند.
3- تمام مشغلاتش در آنچه خداوند او را بدان امر نموده یا از آن نهی فرموده است، منحصر شود
بنابراین اگر بنده خدا برای خودش ملکیتی را در آنچه خدا به او سپرده است نبیند، انفاق نمودن در آنچه خداوند تعالی بدان امر کرده است بر او آسان می شود.و چون بنده خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد، مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می گردد. و زمانی که به آنچه خداوند به وی امر کرده و نهی نموده است ، اشتغال ورزد دیگر فراغتی از آن دو امر نمی یابد تا مجال و فرصتی برای خود نمایی و فخر فروشی به مردم پیدا کند.
پس چون خداوند، بنده خود را به این سه چیز گرامی بدارد، دنیا و ابلیس و خلایق بر وی سهل و آسان میگردد؛ و به دنبال دنیا برای زیاده اندوزی و فخر فروشی و مباهات با مردم نمی رود. وآنچه را که از جاه و جلال و منصب و مال در دست مردم می نگرد؛ آنها را برای عزت و علو درجه خویشتن طلب نمی کند. و روزهای خود را به بطالت و بیهوده رها نمیکندو و اینست اولین پله ها از نردبان تقوی.
خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
" سرای آخرت را ما قرار میدهیم برای کسانیکه در زمین اراده بلند منشی ندارند ، و دنبال فساد نمیگردند؛ و تمام مراتب پیروزی و سعادت در پایان کار انحصارا برای مردمان با تقوی است."
عنوان از حضرت طلب توصیه و سفرشی میکند، حضرت می فرماید:
"تو را به 9 چیز سفرش میکنم ؛ چرا که سفرش من برای اراده کنندگان به سوی خداست و از خداوند میخواهم تو را در عمل به آنها توفیق دهد.
سه مورد آن در مورد تربیت و تادیب نفس است؛ و سه تای آن در حلم و بردباری ؛ و سه مورد دیگر درباره دانش است.
پس این ها را حفظ کن مبادا در عمل به آنها سستی کنی...
تربیت نفس:
1 _مبادا چیزی بخوری که به آن اشتها نداری چرا که حماقت و نادانی را به بار می آورد.
2_ تا گرسنه نشدی چیزی نخور
3_ هر وقت خواستی چیزی بخوری با نام خدا شروع کن و از حلال بخور و به یاد داشته باش که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
" هیچ گاه آدمی ظرفی بدتر از شکمش را پر نکرد! "
پس اگر به خوردن ناچار شدی یک سوم شکم را برای طعام یک سوم را برای آب و یک سوم دیگر را برای نفس قرار بده.
حلم و بردباری:
1_ اگر کسی به تو بگوید یک کلمه بگویی ده برابر می شنوی بگو: اگر ده کلمه هم بگویی یک کلمه نمی شنوی
2_ اگر کسی تو را دشنام داد بگو اگر در گفته ات صادقی خداوند مرا بیامرزد و گرنه تو را بیامرزد.
3_ اگر کسی تو را تهدید کرد تو او را به نصیحت و مراعات حالش مژده بده .
دانش:
1_ آنچه نمی دانی از علما بپرس ، بپرهیز ازینکه سوالت موجب اذیت شود و یا برای امتحان باشد.
2_ بر اساس خود رائی عملی انجام نده و در کارهایی که زمینه احتیاط دارد احتیاط کن.
3_ از فتوا دغادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده میگریزی و گردن خود را پلی برای عبور مردم قرار نده.
خب ! اینم حدیث عنوان بصری!امیدوارم براتون مفید باشه، ان شا الله این آیات و روایات رو سرلوحه واقعی و عمیق زندگیمون قرار بدیم.
نظرات ()بنام خدایی که کریم است و رحیم است و رحمان
موضوع: اصلاح الگوی مصرف
مقدمه:
این وبلاگ در نظر دارد گامی در جهت کمک به اصلاح الگوی مصرف در سطح جامعه برداشته و بدینوسیله به پیام و دستور رهبر معظم انقلاب لبیک گوید.
از نظر بنده حقیر ریشه بسیاری از مشکلات و عقب ماندگی ها غفلت است، غفلت در برابر آموزه های دینی، برای ایجاد فرهنگ صرفه جویی ما باید آنقدر آموزه های دینی مان را یادآوری کنیم که مانع غفلت زدگی جامعه مان شویم، از طرفی دلیل دیگر بی خبری از پاداش های الهی است، اگر تک تک افراد یک ملت بدانند که در برابر صرفه جویی که برای رضای خدا انجام شود خداوند به آنها پاداش میدهد ، این خودش انگیزه بزرگی میشود برای صرفه جویی و ممانعت از اسراف.همه ما باید بدانیم حتی اگر یک لامپ اضافی روشن را بخاطر رضا و نزدیکی به خداوند انجام دهیم سبب دریافت پاداش الهی و قرب به خدا می شود.متاسفانه در جامعه حساسیت ها کم شده اند، اگر حساسیت نسبت به آموزه های دینی مان کمرنگ نباشد ، و هر کسی با انگیزه قرب به خدای متعال مواظب اعمال خود باشد، بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهند شد، حتی در مواردی میبینیم جامعه ارتباط تمامی امور را به دین و خداوند فراموش کرده اند و در بسیاری از موارد حتی دین را از همه زندگی جدا می دانند.چرا که برای مان هنوز این تعریف ساده که دین برنامه ایست برای تمام زندگی عمقی نشده.همانطور که ما در قرآن داریم ، تمام جنبنده ها در حال تسبیح پروردگار هستند، و قطعا سلولهای وجودی ما انسانها هم از این قانون تبعیت میکنند و هر کدام در حال تسبیح برای پروردگارشان هستند، یعنی جزء به جزء وجود هر انسانی در حال تسبیح خداست، اما بر سر این کل مختار چه آمده است؟کل مختار یعنی انسانی که در اعمالش اختیار دارد، این کل مختار گاهی دچار غفلت شده و فراموش میکند که تک تک سلولهایش برای قرب به خداوند دارند با هم هماهنگ کار میکنند، گاهی فراموش میکند که هدف آفرینش او قرب به خداوند و عبادت بوده است.
ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون"آیه 56 سوره الذاریات"
بعد از اینکه یک انسان به هدف آفرینش خودش پی برد و آنقدر در جامعه این هدف تکرار شد که برای هر انسانی درونی شد که وظیفه اش چیست ، آنگاه بسوی خداوند و رضایتش خواهد شتافت ، آنگاه می داند بدبختی یعنی اینکه از خداوند و رضایتش دور شود، بدبختی فقط یعنی دوری از رضا و لقا.
این انسان در حرکت مشتاقانه خود همچون زمین و آسمان که به خداوند عرضه کردند : ما مطیعانه و عاشقانه تو را اطاعت میکنیم( آیه 11 سوره فصلت) به سمت خدایش می شتابد و هر روز به فکر آموختن آموزه ای است برای قرب به رب خود.
و در این مسیر خواهد فهمید ، قرب به خدا لازمه اش انجام کار نیک و دوری از گناه است،و سپس در تحقیقات خود انواع گناه را شناسایی کرده و برای دوری از هر گناهی خواهد کوشید، و انگیزه اش رضایت خدا و پاداش های بی کران او خواهد بود.او که اکنون با تمام وجودش دنبال قرب به خداست با دیدن آیه ای که می گوید : خداوند اسراف کاران رادوست نمی دارد دلش می لرزد و با تمام وجودش اطاعت امر پروردگارش را میکند.
در بررسی انواع گناه خواهد رسید به اسراف، ما احادیث و روایات فراوانی داریم که همگی هر انسان مسلمان مومن مشتاق خدا را به دوری از اسراف و حتی دعوت به قناعت فرا می خوانند، دوری از اسراف برای اینکه مبادا در همان آن که ما داریم اسراف می کنیم بنده ای محتاج باشد،
و دعوت به قناعت برای اینکه قناعت در زندگی مان به ما روحی آرام میبخشد، از وابستگی مان به دنیا میکاهد.نمونه ای از آیات قرآنی را در اینجا بیان می کنیم.
" آیه 141سوره انعام " :
وهو الذی انشا جنات معروشات و غیر معروشات و النخل و الزرع مختلفا اکله و الزیتون و الرمان متشابها و غیر متشابه کلوا من ثمره اذا اتمر و اتوا حقه یوم حصاده و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین.
و او آن خدایی است که برای شما بستانها از درختان داربستی و درختان آزاد و درختان خرما و زراعت ها که میوه و دانه های گوناگون آرند و زیتون و انار و میوه های مشابه و نامشابه آفرید.شما هم از آن میوه ها هرگاه برسد تناول کنید و حق آن را (زکات فقیران را) در روز درو و جمع آوری آن بدهید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.
"آ یه 31 سوره الاعراف" :
یا بنی آدم خذوا زینتکم عند کل مسجد وکلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین.
ای فرزندان آدم ، زیورهای خود را در مقام هرعبادت به خود برگیرید و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.
بعنوان انسانی که به طور فطری عشق به قرب خدا در وجودش شله ور است و اگر به این احساس بی توجهی نکند، این احساس او را بالا برده و به رضا و لقا می رساند وظیفه داریم از گناه دوری کنیم ، بعنوان یک گناه بزرگ مسئله اسراف و جنبه های مختلف ترویج آن را در جامعه بررسی میکنیم.
از عوامل اسراف در جامعه:
الف)غفلت و کم بودن حساسیتها:
گاهی بدلیل غفلت فراموش میکنیم که باید در اعمالمان مراقب اسراف باشیم، و حتی متوجه نمی شویم که کاری که الان داریم انجام می دهیم از مصادیق اسراف است، و یا حتی گاهی به دلیل تزیینات شیطان برای اسرافی که داریم انجام می دهیم دلیل و بهانه آورده و خودمان و وجدانمان را به ظاهر راحت میکنیم، یکی از مهمترین زمینه هایی که در زمره فرهنگ سازی ها باید قرار بگیرد ، آشنایی با تزئینات شیطان است.مثلا متوجه نیستیم حتی به اندازه خاموش کردن لامپی هم باید حساسیت به خرج داد و مانع مصرف اضافه از حد نیاز شد.
ب)رواج تجملات :
متاسفانه در جامعه امروز ما تجملات وارد زندگی مردم شده و به شدت حتی تمام فکر برخی از خانواده ها را نیز گرفته است ، بطوریکه بعضی از خانواده ها حاضرند از مخارج مورد نیاز معیشت خود کم کرده و تجملات خانه و زندگی خودشان را بالاتر ببرند، این همان مشکلی است که امام خمینی ( قدسره الشریف) بسیار به آن تاکید داشتند و در سخنانشان بسیار دیده می شود که پرهیز از تجملات را توصیه میکرده اند، و راه یافتن تجملات به زندگی ها را از مهمترین عوامل شکست و عقب ماندگی یک کشور می دانستند.البته روی آوردن به تجملات نیز غیر مرتبط به غفلت از آموزه های دینی و سخنان ائمه ما نیست، ائمه (علیهم السلام) همگی ساده زیست بودند و به ساده زیستی دعوت میکردند، برخلاف آموزه های محکم دینی ما دال براینکه ساده زیست بودن نشانه ایمان انسان است، امروزه انسانها برای بالا بردن شان و منزلت اجتماعی خود مجبورند تجملات را وارد زندگیهای خود کرده و ظاهر زندگی شان را رنگی کنند، و حتی افرادی که تمایلی به اسراف ندارند برای داشتن جایگاه در جامعه ، ناگزیر به تجملات روی آورده و به این فرهنگ دامن میزنند.را ه کار این است که ما با این فرهنگ مبارزه کنیم، مبارزه با این فرهنگ باید از کسانی که الگو هستند آغاز شود، باید از همان هایی آغاز شود که خودشان تجمل گرا هستند، و برای این کار باید ایمان به خداوند در جامعه قوی باشد، اینقدر ایمانت به خداوند قوی باشد که سخنان پیامبر اکرم (ص) را آویزه گوش مان کنیم که آنکه باتقوی تر ، گرامی تر....
برای رواج این فرهنگ معلم ها باید بسیار تلاش کنند، البته فراموش نکردن این اصل که پند بدون عمل ، سودمند نخواهد بود بسیار مهم است، معلم ها باید در کلاس هایشان تجمل گرایی را از بین ببرند، با اعمالشان نشان بدهند که ساده بودن بسیار امر مهمی است ، مثلا دانش آموزانی که ساده و مرتب و پاکیزه هستند را اکرام کنند.نه اینکه نسبت به دانش آموزان ساده پوش بی اهمیت و بی توجه باشند.و این بسیار بسیار مهم است، چرا که دانش آموزان امروز ، فرهنگ سازان فردایند.
"در حکمت 99 نهج البلا غه می خوانیم" :
و قدرئی علیه ازار خلق مرقوع فقیل له فی ذلک ، فقال : یخشع له القلب ، و تذل به النفس و یقتدی به المومنون.
و جامه کهنه وصله داری بر تن امام علی ( علیه الصلوات و السلام ) دیدند پس درباره آن با آنحضرت گفتگو شد، آن بزرگوار فرمود: با آن دل متواضع و نفس اماره رام می شود و مومنین از آن پیروی میکنند.
بله ! تجملبات دنیوی علاوه بر ضرری که به جامعه میزند سبب زنده شدن خودبینی و خود پسندی در زندگی هم می شود و این یعنی دوری از پروردگار .
و ما بعنوان یک فرهنگ ساز در جامعه باید با اکرام سادگی تجمل و تجمل گرایی را در ذهن ها خوار و کوچک کنیم ، چنانکه در چشم مولایمان ، امیر المومنین خوار و کوچک شمرده می شده است . جرا که بزرگی به قرب به خداست.
ج)فراموش کردن فقرا و نیاز آنها:
در هر جامعه ای افراد فقیر و غنی زندگی میکنند، اما این سخن علی (ع) است که می فرماید : "در مال هر انسان غنی سهمی از روزی انسان فقیر نهاده شده است که باید آنرا بپردازد" گاهی ما فراموش میکنیم و باور نداریم که آنچه در قرآن آمده است، گاهی مستقیما در مورد خود ماست و دارد ما را پند میدهد، در قرآن داریم: وقتی پیامبر به مردم گفتند که باید از مال خودتان به فقرا انفاق کنید ، افراد غنی گفتند چرا باید از مال خودمان به کسانی بدهیم که اگر خدا می خواست خودش به آنها روزی می داد؟" آیه 47 سوره یس" و این دلیل و بهانه را می آوردند که از انفاق روی بگردانند.اما ما باید بدانیم اگر می خواهیم به خداوند نزدیک باشیم باید اگر مال اضافه و اندوخته نا لازمی داریم به جای اینکه آن مال را بیهودن اسراف کنیم و حتی هیچ فایده ای هم به خودمان نرسد ، باید به قدر توانمان از همنوعانی که محتاج هستند دستگیری کنیم.پس بدون اینکه از مالمان چیزی کم شود ، فقط آن مقدار را که صرف اسراف بیهوده میکرده ایم حالا انفاق کنیم، پذیرفتن این اصل بسیار مهم و قابل توجه است که ما حتی در زمان دارایی هم باید از اسراف دوری کنیم ، چراکه در قرآن داریم: خداوند اسراف کاران را دوست نمی دارد و در این قانون هم تفاوتی بین غنی و فقیر وجود ندارد بلکه همه باید از اسراف دوری کرده و به فکر رضایت خداوند مهربان کریم باشند.
د)عدم احساس مسئولیت:
متاسفانه کم نیستند کسانی که هنگامی که مسئول و یا مدیر بخشی از جامعه می شوند ، نسبت به دوری از اسراف و عدم تجمل گرایی بسیار بی مسئولیت هستند و بودجه هایی را که در اختیار دارند صرف لوازم و وسایل غیر ضروری و تجمل گرایی میکنن. این امر علاوه بر از بین بردن مقدار بسیاری از اموال در کل جامعه سبب غنی تر کردن فرهنگ تجمل دوستی در جامعه می شوند، برای حل این مشکل من فکر میکنم اگر ما شاخصی را بعنوان شاخص اسراف در نظر بگیریم و با یک فرمول ساده آنرا محاسبه کرده و مدیران موفق را تشویق کنیم ، گام مهمی را در این جهت برداشته ایم:
شاخص اسراف : مقدار بودجه هزینه شده غیر لازم تقسیم بر کل بودجه مصرفی
هرچقدر این شاخص به صفر نزدیکتر باشد ، میزان اسراف کمتر بوده است، در مورد تشخیص هزینه های غیر ضروری هم باید کارشناسان خبره و دقیق و حتی سخت گیر و نکته سنجی را مسئول این امر کنیم.این شاخص افراط و تفریط هر دو را تحت نظر دارد، چون هستند مدیرانی هم که هیچ استفاده ای از بودجه نمیکنند.
عوامل ترویج عدم رعایت الگوی مصرف صحیح شاید بیشتر از موارد ذکر شده باشند که ما به ذکر همین عوامل اکتفا کرده و به سراغ پیشنهاداتی برای کاهش مصرف و اصلاح الگوی مصرف میرویم.
پیشنهادات:
در ابتدای ارائه پیشنهادات ، سهمیه بندی سوخت را به عنوان یکی از مهمترین پیشنهادات که خوشبختانه در کشور ما عملی شده است عنوان میکنم و از مسئولان این امر تشکر میکنم.
1) استفاده از آموزه های دینی آن هم بطور مکرر برای جلوگیری از غفلت و ایجاد انگیزه دوری از اسراف
2) استفاده از گل های طبیعی به جای هزینه کردن برای گل های مصنوعی که به پاکسازی هوا هم کمکی نمیکنند.
3) ساخت دوچرخه هایی با قابلیتها و راحتی های بیشتر و فرهنگ سازی برای استفاده از آنها به جای اتومبیل
4) کنترل شوفاژهای تولید گرما بدست استفاده کنندگان برای تنظیم گرما و انرژی مصرفی( مخصوصا در مدارس)
5) جلوگیری از واردات وسایل تجمل
6) استفاده از مبل و صندلی های معمولی به جای مبل های گران قیمت در اداره ها
7) رعایت اصل دوری از تجمل در برنامه های صدا و سیما چه در دکوراسیون برنامه ها و چه در ساخت سریالها
8) نظارت بر پخت غذا به مقدار لازم در مدارس شبانه روزی ، دانشگاهها و سایر اماکن
9) استفاده از لامپهای کم مصرف در تمامی اماکن
10) مصرف آب چاه به جای آب تصفیه شده برای موارد غیر خوراکی در تمامی اماکن
11) ارسال نامه های اداری به شکل الکترونیکی
12) استفاده از روپوش برای معلمها در مدارس
13) استفاده از شیر آب های هوشمند در همه اماکن
14) استفاده از کاغذهای معمولی در مواردی که لازم نیست که حتما رنگی و روکش دار باشد.
15)عدم نامه نگاری های غیر ضروری.
لطفا شما هم در قسمت نظرات پیشنهادات خود را بگذارید تا مورد استفاده قرار گیرد.
نظرات ()